۱۳۹۵ مهر ۶, سهشنبه
۱۳۹۵ مهر ۲, جمعه
همواره تنهاییم💖
همواره تنهاييم
تنها در اين زندان
تنها در اين محبس
اين خانه ي ويران
همواره تنهاييم
تنها در اين خانه
تنها در اين وهم
ميراث کاشانه
همواره تنهاييم
تنها در اين ترديد
جايي که ديو شب
پروانه را دزديد
همواره تنهاييم
در جمع ياران هم
در يک کوير خشک
در زير باران هم
همواره تنهاييم
وقتي که مي آييم
وقتي که دستان را
بر سنگ مي ساييم
همواره تنهاييم
در اين نفس تنگي
در قلب يک بن بست
مدهوش دلتنگي
همواره تنهاييم
وقتي که در خوابيم
وقتي که در شب ها
همراه مهتابيم
همواره تنهاييم
اما نمي مانيم
با اينکه رمز شب ، ها را نمي دانيم
همواره تنهاييم
تنها تر از مهتاب
تنهاتر از رويا
تنها تر از يک خواب
همواره تنهاييم
تنهاتر از خورشيد
همچون ستون هاي
یک تخت جمشيد
همواره تنهاييم
همچون خداي خويش
تنها تر از تنها
همچون شب درويش
همواره تنهاييم
وقتي که در خاکيم
وقتي گرفتار
دستان ناپاکيم
همواره تنهاييم
چون پروانه شب
يک جا نمي پاييم
زيرا که در ابهام
دنبال معناييم ...
۱۳۹۵ مهر ۱, پنجشنبه
غیرتو هرگز ندارم دل به فردایی که نیست💖
درخیالم بوسه می گیرم , ز لبهایی ک نیست
هی تجسم میکنم, ان نقش زیبایی ک نیست
تا فراسوی افق , تا ساحل عشق و امید
میدهم امشب دلم رادست رویایی ک نیست
دل ب امواج , خروشان نگاهت می زنم
با تو هرشب میروم همراه دریایی ک نیست
پا ب کویت می گذارم تا ب گیرم دل ز تو
پر ز عشقت میکنم دل را ز لیلایی ک نیست
همچو مجنون میشوم افسانه ی هر عاشقی
درپی عشقت گذارم پاب هرجایی ک نیست
منتظر تا لحظه ی دیدار رویت سر رسد
تا رسدان لحظه ی صبروشکیبایی ک نیست
مست و شیدا می شوم از یک نگاه عاشقت
غیر تو هرگز ندارم ,دل ب فردایی ک نیست.؟؟
وقت داری کمی از روی غمم برداری 💖
باز هم نصفه شب و تاب و تبی تکراری
دلبرم!عشق دلم! تو هم بیداری؟
گل شب بوی غزل ریز! مزاحم نشوم!
وقت داری کمی از روی غمم برداری؟؟
میشود دست به بغضم بکشی؟ بی زحمت!
میشود گوش به آهنگِ دلم بسْپاری؟
"یک نفر آدمم و چند نفر غمگینم"
خسته ام،خسته از این زندگیِ اجباری!
شده مخروبه بنایِ دلِ کج بنیادم!
عاشقی را چه به وصله زدن و معماری!
خسته ام،منتظرِ معجزه ی تازه ایَم
تو بیایی به دلم دینِ نُویی می آری!
کاش! پایانِ غمِ من به خودت ختم شود
کاش! شیرین شود این درد و غمِ تکراری!؟؟؟؟؟
۱۳۹۵ شهریور ۳۱, چهارشنبه
درکنار او فقط این زندگی باشد بهشت💖
زندگی را گشتم و حیران شدم از سرنوشت
آنچهراجایش نبود درقلب من برمن نوشت
او که دوستش داشتم ، از من گرفت
وانکه مندوستشنداشتم از برایمن نوشت
اوکه بودم عاشقش سهمم نشد آخر چرا
اینچهتقدیراستکهایزد ازبرای من نوشت
هر زمان ازفکر او آید به چشمم اشک غم
مننخواهماینچنینتقدیر را در سرنوشت
منچگونهسرکنمبیاو کهروحم مال اوست
در کنار او فقط این زندگی باشد بهشت
عاقبتروزیکنمعصیانازاین تقدیر خویش
میروممیپرسم ازاوکهچنین تقدیر نوشت
بَهر چه وقتی نبودیم ما دو تایی سهم هم
او گذاشت ما را کنار هم در این تقدیر زشت؟؟؟؟؟
۱۳۹۵ شهریور ۲۷, شنبه
عشقت هزار جمله به من گفت.ناب ناب💖
۱۳۹۵ شهریور ۲۳, سهشنبه
بعداز این لحظه ها جسارت کن، پای عمری که میشود باطل 💓
با نگاهت همیشه در گیرم
شک ندارم که بی تو می میرم
مثل لبخند آخرت گم شد
مثل این لحظه ها توهم شد
در هوای تو باز میمیرد
که کسی... دست تو را میگیرد...
که چرا هی سیاه می پوشم؛
به عزاداری تو میکوشم
مثل مو جی همیشه بی ساحل!
پای عمری که میشود باطل!
دستهایم چقدر محتاج اند
به بلندای هیبت کاج اند!...
