۱۳۹۵ شهریور ۲۳, سه‌شنبه

بعداز این لحظه ها جسارت کن، پای عمری که میشود باطل 💓

پشت لبخند های پنهانی ؛
با نگاهت همیشه در گیرم
مطمئنم بدون چشم تو ؛
شک ندارم که بی تو می میرم

چند بطری کنار دست من ؛
مثل لبخند آخرت گم شد
یاد لبخند ها ت مستم کرد،
مثل این لحظه ها توهم شد

باز لبخند می زنی و دلم؛
در هوای تو باز میمیرد
خواب دیدم شبیه واقعیت؛
که کسی... دست تو را میگیرد...
  
من برات اعتراف خواهم کرد؛
که چرا   هی سیاه می پوشم؛
تا تودرلحظه های اوهستی؛
به عزاداری تو میکوشم

پشت یک درد مشترک بی هم ؛
مثل مو جی همیشه بی ساحل!
بعد این لحظه ها جسارت کن؛
پای عمری که میشود باطل!

دستهایم چقدر تنهایند ؛
دستهایم چقدر محتاج اند
ریشه ی زندگیمون بی هم ؛
به بلندای هیبت کاج اند!...